خب ماه مهر آمد و مدرسهها باز شد، میدونم سخته اما باید بگم که ممکن وبلاگم دیر به دیر بروز بشه، پیشنهاد میکنم مشترک وبلاگ بشید (راهنمای اشتراک) تا اگه مطلب جدیدی فرستادم بدون هیچ دردستری مطلع بشد و مطلبم رو بخونید.
البته حضورم در تویتر، فرندفید، گوگل ریدر و لینکدونی وبلاگ(فید) بیشتر از وبلاگم، اگه دوست دارید دنبالم کنید.
| لینک ثابت | نوشته شده توسط آرمـان طاهریان در پنجشنبه 2 مهر1388 ساعت 1:1 بعد از ظهر |
پ.ن: لطفن از این مطلب هیچ منظور سیاسی نگیرید!
مشترک مطالب این فوتو وبلاگ بشید تا هیچ مطلبی رو از دست ندید.
اگه نمیدونید اشتراک در وبلاگ به چه دردی میخوره این مطلب رو بخونید.
اگه هم نمیدونید چه جوری باید مشترک بشد این مطلب رو بخونید.
نکته: اشتراک در این وبلاگ کاملاْ رایگان است.
| لینک ثابت | نوشته شده توسط آرمـان طاهریان در شنبه 17 مرداد1388 ساعت 8:32 بعد از ظهر |
نمیدونم فهمیدین یا نه اما تو این یک هفته ای کم پیدا شدم، دلیلش هم پیگیری و طراحی سایت عموم (غلامرضا طاهریان) بود.
البته فعلن اینجا کم پیدام و حضورم در تویتر، فرندفید، گوگل ریدر و لینکدونی وبلاگ(فید) زیاد نباشه اما کم هم نیست.
مشترک مطالب این فوتو وبلاگ بشید تا هیچ مطلبی رو از دست ندید.
اگه نمیدونید اشتراک در وبلاگ به چه دردی میخوره این مطلب رو بخونید.
اگه هم نمیدونید چه جوری باید مشترک بشد این مطلب رو بخونید.
نکته: اشتراک در این وبلاگ کاملاْ رایگان است.
| لینک ثابت | نوشته شده توسط آرمـان طاهریان در شنبه 3 مرداد1388 ساعت 9:19 بعد از ظهر |
خبر خوش اول/
بعد از پیگیریهای اینجانب در رابطه با پایین آمدن آمار بازدید از این وبلاگ، متوجه شدم که این وبلاگ از بعضی ISPهای کشور مسدود (بلاک/فـ ـیـ ـلـ ـتر) شده. البته طی چند روز اخیر آمار مشترکین فید این وبلاگ چند برابر شده شاید این مسدود شدن سبب خیر شده باشه.
من به شما پیشنهاد میکنم که اگه میخواین مطالب این وبلاگ رو بدون هیچ دردسر و بدون فـ ـیـ ـلـ ـتر مشاهده کنید مشترک فید این وبلاگ بشید. (راهنمای اشتراک فید)
خبر خوش دوم/
بنا به دلایلی که در بالا ذکر شد امکان داره تا چند مدت دیگه (حداقل یک ماه دیگه) به هاست و دامین شخصی مهاجرت کنم.
خبر خوش سوم/
امروز مشاور تحصیلیم برنامهای بهم داد برای مطالعه در طول تابستون، حداقل ۸ساعت مطالعه در هر روز. اگه من در روز نصف این زمان هم برای مطالعه اختصاص بدم حتمن در زندگی من در دنیای مجازی تاثیر میزاره!
-
خوشحال میشم اگه غلط املایی در این پست هست از طریق قسمت نظرات این پست بهم اطلاع بدید.
مشترک مطالب این فوتو وبلاگ بشید تا هیچ مطلبی رو از دست ندید.
اگه نمیدونید اشتراک در وبلاگ به چه دردی میخوره این مطلب رو بخونید.
اگه هم نمیدونید چه جوری باید مشترک بشد این مطلب رو بخونید.
نکته: اشتراک در این وبلاگ کاملاْ رایگان است.
| لینک ثابت | نوشته شده توسط آرمـان طاهریان در شنبه 20 تیر1388 ساعت 1:12 قبل از ظهر |
۱) ما، گروهی از وبلاگنویسان ایرانی، برخوردهای خشونتآمیز و سرکوبگرانهی حکومت ایران در مواجهه با راهپیماییها و گردهمآییهای مسالمتآمیز و بهحق مردم ایران را به شدت محکوم میکنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی میخواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان میدارد “تشکیل اجتماعات و راه پیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است” رعایت کنند.
۲) ما قانون شکنیهای پیشآمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غمانگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام میدانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه دادهاند، تخلفهای عمده و بیسابقهی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاریی مجدد انتخابات هستیم.
۳) حرکتهایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامهنگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آنها، قطع شبکهی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمیتواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کمتر شود.
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعهی بزرگ وبلاگنویسان ایرانی
اگر با این بیانیه موافق هستید اون رو در وبلاگتون بگذارید.
مشترک مطالب این فوتو وبلاگ بشید تا هیچ مطلبی رو از دست ندید.
اگه نمیدونید اشتراک در وبلاگ به چه دردی میخوره این مطلب رو بخونید.
اگه هم نمیدونید چه جوری باید مشترک بشد این مطلب رو بخونید.
نکته: اشتراک در این وبلاگ کاملاْ رایگان است.
| لینک ثابت | نوشته شده توسط آرمـان طاهریان در یکشنبه 7 تیر1388 ساعت 0:31 قبل از ظهر |
یه مطلب از پیادهرو خوندم مهشر بود خواستم لینکش رو بزارم دیدم فـ یـ لـ تـ ر، تصمیم گرفتم متن کاملش رو اینجا بزارم همراه با لینکش.
خیلی جاها دور گود نشستن و نظاره کردن خیلی سخت است. گاهی حس می کنی شاید سخت تر هم است. چیزی مثل عذاب وجدان گریبانت را می گیرد. اگر چای آرام از گلویت پایین می رود. اگر آفتاب گرم و لدت بخش است. اگر دریاچه آبیست. اگر مردی که کنار خیابان آهنگی را با گیتار می زند صدای دلنشینی دارد. دلت می خواهد چشمهایت را ببندی و فرار کنی. که نشنوی. دلت می خواهد کفش تنگ بپوشی که درد بکشی در هر قدمی که زیر آفتاب بر می داری. دلت می خواهد هیچ چیز شادت نکند . حتی ضربه های آرام بچه از درون و این حس عجیب که سالهاست که در انتظارش بوده ای.
دور گود جای بدیست. من یادم است که در زمان جنگ و بمب باران ما در پناهگاه می خندیدم. عروسی هم رفتیم. خیلی ها ( بنده که نه ) رابطه جـ نـ سـ ی هم داشتند که محصولش می شود همین چند میلیون متولد شصت و چهار و شصت و پنج. ولی بستگان ما که ایران نبودند هر روز به روایت خودشان اشک می ریختند. ما آنروزها می گفتیم : " دور گود نشسته اند. عرقشان را دارند می خورند و تظاهر به نگرانی می کنند " ولی امروز می دانم که اینطور نیست. دو هفته است که دوستانم را صرفن راهپیمایی ها می بینم. بعد از راهپیمایی با هم حرف نمی زنیم از ترس لبخندی که روی لبهایمان بنشیند. دو هفته است که جایی که موزیک زنده بزنند نرفته ام. لباسی جز به رنگهای سیاه و سبز نپوشیدم. مراسم کتاب خوانی در برکلی و سفرم به کالیفرنیا را کنسل کرده ام. ترسیدم که نکند انار٬ فرنگوپلیس٬ سبیل ٬شادی٬ لونا و آرش را ببینم و دلم شاد بشود. از دلم اگر که شاد بشود٬ خجالت می کشم. چشم دوخته ام به چراغ برادر که کی روش بشود و من بگویم : " خوبی؟ "
دو هفته است که معذبم از حس خوبی که لگدهای این پسر به من می دهد. فکر می کنم به دردی که آنها می کشند و ما اینجا آسمانمان آبیست . هرچند درد مشترک است. بی وطنی ما هم که امروز محسوس تر از همیشه جایش درد می کند حس عجیبیست. باید یاد بگیرم که انرژی٬ لازمه ایستادن است. یادم بیاید که زندگی هم است. باید خشم را متمرکز کنم. این همه به دل نگیرم. روحیه بدهم. باید گاهی سکوت کنم و دل بسپرم به زمان. دلم هیچوقت این همه تنگ ایران نبوده است.
منبع: پیادهرو
مشترک مطالب این فوتو وبلاگ بشید تا هیچ مطلبی رو از دست ندید.
اگه نمیدونید اشتراک در وبلاگ به چه دردی میخوره این مطلب رو بخونید.
اگه هم نمیدونید چه جوری باید مشترک بشد این مطلب رو بخونید.
نکته: اشتراک در این وبلاگ کاملاْ رایگان است.
| لینک ثابت | نوشته شده توسط آرمـان طاهریان در شنبه 6 تیر1388 ساعت 2:42 قبل از ظهر |


خوش آمدید















